درباره نویسنده
در راه مانده..
ارمانخواهی انسان مستلزم صبر بر رنج هاست پس برادر خوبم برای جانباری در راه ارمانها یادبگیرکه دراین سیاره رنج صبورترین انسانهاباشی ، سید مرتضی اوینی، /من :دانشجوی ارمانخواه علوم سیاسی دانشگاه تهران ،سرباز کوچک راه ولایت«اگرشعارنداده باشیم» با دغدغه همیشگی انقلاب اسلامی واندیشه های ناب حضرت روح الله .
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • در راه مانده..
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • دیگران از جنگهای نکرده قهرمان می سازند اما ما..
  • وقتی از دموکراسی فقط پوسته آن نصیب مدعیان ما می شود...
  • سفرنامه دوحه
  • پراکنده از آوینیسم
  • رسالت بسیج در جنگ نرم امروز
  • حدیث نفس به بهانه یکی از روزهای اسفند
  • اندر احوالات انتخاباتی
  • کوتاه اما از سویدای دل
  • صدای قافله عشق می رسد برگوش
  • ترکیه ،اسب تروای خاورمیانه امریکایی
  • سیدمرتضی آوینی و پیش بینی تصاحب قوه اتم ..
  • ماهیت متناقض غرب وسرنوشت محتومی که می رسد
  • قدس مارا می خواند
  • معناگرایی به سبک تلوزیونی وجوانان مذهبی سریالی!
  • سلام شهر الصیام
  • اندر حکایات داغ دل ما ورسانه ملی -انقلابی
  • جام زهر بعدی چیست؟
  • صدور انقلاب وقدرت نرم جمهوری اسلامی
  • بهشت را به بها دهند نه به بهانه
  • حکومت در جامعه اسلامی مغایر با دموکراسی غربی است
  • به بهانه سالروز 31 خرداد
  • دلنوشت
  • در سوگ یار
  • پروژه براندازی
  • ضرورت انقلاب فرهنگی دوم
  • آتش پاره ها
  • بازهم از رنجی که میبریم!!!!
  • جنگ نرم به مثابه استراتژی فتنه به مثابه تاکتیک
  • ومگر ازدرون این خاک اگرنربانی به آسمان نباشدجز کرمهایی فربه وتن پرور برمی آید؟
  • صدور انقلاب
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • خرداد ٩۱
  • اردیبهشت ٩۱
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • دی ٩٠
  • آبان ٩٠
  • مهر ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • امرداد ٩٠
  • تیر ٩٠
  • خرداد ٩٠
  • اردیبهشت ٩٠
  • فروردین ٩٠
  • اسفند ۸٩
  • بهمن ۸٩
دوستان من
  • راه
  • پاونا
  • ابابیل
  • رجا نیوز
  • ولی امر
  • سیاست ما
  • الهه فلاح نژاد
  • اقاسید مرتضی
  • فاطمه عطاریانی
  • گرافیستهای جنگ نرم
  • افسران تخریبچی جنگ نرم
  • زینب ارجمندفر-نفیسه رحمانی
کدهای اضافی کاربر



پناهیان - حجه الاسلام استاد علیرضا پناهیان Panahian
لبیک 89
دیگران از جنگهای نکرده قهرمان می سازند اما ما..
نویسنده: در راه مانده.. - سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳٩۱

                                                      هوالمحبوب

گفته می شود در میان تمام عملیات هایی که در طول 8 سال دفاع مقدس انجام گرفته است، عملیاتی عظیم تر از بیت المقدس وجود ندارد.از جهت عمق منطقه عملیات، طولانی ترین عمق در منطقه عملیاتی بیت المقدس (چیزی حدود 5400 کیلومتر مربع) بود ؛تمام منطقه عملیات تا پایان جنگ در دست نیروهای خودی باقی ماند ؛بیشترین تعداد اسرای جنگی در همین عملیات گرفته شد( با 700 نفر نیرو توانستیم در داخل خرمشهرحدود 20 هزار بعثی را اسیر کنیم .که این در جای خود بی سابقه بود) ؛ بیشترین غنائم جنگی در این عملیات به دست آمد ؛بعد از این عملیات بود که صحنه سیاست به نفع جمهوری اسلامی برگشت وآن ذهنیت سابقی که در میان دشمنان ما وجود داشت مبنی براینکه ایران نمی تواند حملات عراق را دفع کند، به کلی تغییر پیدا کرد .

(روزنامه گاردین چاپ انگلستان بعد از فتح خرمشهر نوشت: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهم ترین افتخار جنگی عراق که ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را که به وسیله آن عراق می کوشید ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، از دست بغداد ربودند.» ، همچنین وزیر امور خارجه وقت آمریکا «الکساندر هیگ» در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه امریکا اذعان کرد که: «پیروزی های اخیر ایران در جنگ با عراق برای آمریکا نگران کننده است و منافع غرب خصوصا آمریکا را در منطقه به خطر انداخته است.»)1  عظمت عملیات بیت المقدس به باور نگارنده زمانی کامل می شود که رهبر آن اعلام می دارد «خرمشهر را خدا آزاد کرد» .پیروزی بیت المقدس نه تنها شکست ارتش عراق ،بلکه شکست قدرت نظام استکباری جهان نیز به حساب می آمد که عراق را تجهیز وتهییج می کرد.

سی سال از حماسه 3خرداد 61 می گذرد .حماسه بزرگی که خدا رقم زد تا به قول سید شهیدان اهل قلم مردترین مردان را از دروازه آسمانی خرمشهرکه به کربلا باز می شد ، راهی سال 61 هجری قمری کند؛ آنجا که امام عشق ،حسین بن علی برفراز آن آغوش تشریف برگشوده است .حماسه ای که به قول صیاد شهید، مصداق آیه «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا وان الله لمع المحسنین» بود که خدا راه های خود را نه از زمین که از آسمان به سربازان عاشورایی خود نشان داد .سی سال از حماسه بیت المقدس می گذرد و هدف از این نوشتار و ذکر این مقدمات یاد آوری این نکته  است که آیا در گذر این سی سال  ، از دستاوردهای آن فتح بزرگ پاسداری و صیانت انجام گرفته و از آنها آذوقه فکری وفرهنگی برای نسل های آتی تهیه شده است؟ آیا دانشگاه ها ، صدا و سیما ، وزارت ارشاد ، وزارت آموزش و پرورش ، معاونتهای فرهنگی نیروهای مسلح ، بنیاد جانبازان ، بنیاد شهید و دیگر موسسات و نهادها به رسالتهای ذاتی خود در تبیین مداو م این رویداد مهم عمل کرده اند؟ اگر دستاوردهای دفاع مقدس را از دیدگاه امام (ره) برشماریم، هرکدام می تواند موضوع نگارش کتابهای مختلف ،پژوهش و پایان نامه های کارشناسی ارشد ودکترا قرار بگیرد .  ایشان در بخشی از پیام معروف به منشور روحانیت ،به این دستاوردها اشاره می کنند :

«ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ایم.

ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ایم.

ما در جنگ پرده از چهره تزویر جهانخواران کنار زدیم .

ما در جنگ دوستان و دشمنانمان را شناخته‏ایم .

ما در جنگ به این نتیجه رسیدیم که باید روى پاى خود بایستیم.

ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم.

ما در جنگ ریشه‏هاى انقلاب پربار اسلامیمان را محکم کردیم.

 ما در جنگ حس برادرى و وطن دوستى را در نهاد یکایک مردمان بارور کردیم.

ما در جنگ به مردم جهان و خصوصا مردم منطقه نشان دادیم که علیه تمامى قدرتها و ابرقدرتها سالیان سال مى‏توان مبارزه کرد.

جنگ ما کمک به افغانستان را بدنبال داشت.

جنگ ما فتح فلسطین را بدنبال خواهد داشت.

جنگ ما موجب شد که تمامى سردمداران نظامهاى فاسد در مقابل اسلام احساس ذلت کنند.

جنگ ما بیدارى پاکستان و هندوستان را بدنبال داشت.

 تنها در جنگ بود که صنایع نظامى ما از رشد آنچنانى برخوردار شد و از همه اینها مهمتر استمرار روح اسلام انقلابى در پرتو جنگ تحقق یافت...

صداى اسلام خواهى آفریقا از جنگ هشت ساله ماست .

علاقه به اسلام شناسى مردم در آمریکا و اروپا و آسیا و آفریقا یعنى در کل جهان ازجنگ هشت ساله  ماست»2

آنچه پر واضح است  اینکه ارتباط تنگاتنگ بسیاری از این دستاوردهای برشمرده شده توسط امام با انقلاب اسلامی بی تردید است ، اما کنارهم قراردادن بعضی از آنها با جنگ تحمیلی وسنخیتشان با دفاع مقدس موضوعی بدیع و تازه می نماید ( مثلا اینکه صدای اسلام خواهی افریقا از جنگ 8 ساله ماست) که شایسته است اهل تحقیق وپژوهش با پرداختن به آنها عمق تحلیل امام را واکاوی کرده وآنرا به نمایش بگذارند. هر ساله چندین هزار پایان نامه دانشگاهی تهیه شده ودفاع می شود. چند درصد این پایان نامه ها به موضوع 8سال جنگ تحمیلی وبالاخص زوایای پیدا و پنهان فتح خرمشهر می پردازند؟ چند ورق از کتابهای درسی مقاطع ابتدایی وراهنمایی وحتی دبیرستان ما به بررسی دقیق ومستند جنگ 8 ساله وبزرگترین عملیات آن یعنی بیت المقدس اختصاص دارد ؟ متاسفانه کل اطلاعاتی که دانش آموزان ما در کل 12 سال تحصیل خود درباره جنگ تحمیلی از کتابهای درسی خود به دست می آورند، از 4-5 صفحه فراتر نمی رود .البته طی سالهای اخیر در این زمینه وهمچنین در حیطه طراحی بازی های کامپیوتری فعالیتهای مثبتی بامحوریت جنگ تحمیلی صورت گرفته که باز متاسفانه بسیار اندک ولی درجای خود شایسته تقدیر است .در گذر این 30 سال چند فیلم سینمایی اختصاصا در ژانر دفاع مقدس با محوریت آزادسازی خرمشهر و شرح اتفاقات جاری در جبهه هاساخته شده ؟ چند سریال ساخته شده است؟ آیا از انگشتان دست فراتر می رود؟ به طور مثال اگر بخواهیم به فیلمهای اختصاصی برای سوم خرداد نگاهی بیندازیم ،به فیلمهایی چون "بلمی به سوی ساحل" ، "کودک وفرشته" ،"دوئل" ،"عصر روز دهم" ، "روز سوم" وشاید چند فیلم دیگر می رسیم وجدای از اینها در اکثر فیلمهای سینمایی دیگر از این دست ، محوریت با موضوع جنگ تحمیلی ودفاع مقدس نبوده بلکه محوریت با موضوعاتی چون عشق است که از قضا در بستر جنگ روایت می شوند .

امید که سالگرد آزادسازی خرمشهر بهانه ای باشد برای باز پرداختن به این سرمایه های غنی هویتی که روزگاری نه چندان دور، از شجاعتها واز جان گذشتگی های امثال موسوی ها، جهان آرا ها  و، وزوایی ها به دست آمده واین رسالت ماست که آن را امانت دارانه برای آیندگان محفوظ داریم .

 

1. http://www.aviny.com/Occasion/Enghelab_Jang/3Khordad/83/Beitolmoghaddas/beitolmoghaddas.aspx

2.صحیفه امام /جلد21 /ص283-284

 

                                                                                     ف-ع/ بهار91

--------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:دلم که دفتر اسرار عقل وعشق در اوست

               توان به دست تو دادن گرش نکو داری

پی نوشت2:سلمان رشدی اگر توبه کند وزاهد زمان هم گردد برهر مسلمانی واجب است باجان ومال تمامی هم خودرابه کار گیرد تااورا به درک واصل گرداند..

حضرت روح الله(ره)

خون شاهین نجفی ملعون رنگین تر از خون سلمان رشدی نیست

پی نوشت3:حرف دل مارا اینجا زد!

پی نوشت4:لیله الرغائب یعنی شب آرزوها...یافاطمه الزهرا،یابنت محمد،یا قره عین رسول یا سیدتنا ومولاتنا !اناتوجهنا واستشفعنا وتوسلنا بک الی الله وقدمناک بین یدی حاجاتنا.

پی نوشت5:فعلا کامنتی تایید نمی شود. لطفا در نزنید!

نظرات ()



وقتی از دموکراسی فقط پوسته آن نصیب مدعیان ما می شود...
نویسنده: در راه مانده.. - چهارشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩۱

                                         هوالمحبوب

--نیکولا سارکوزی/ رئیس جمهور فرانسه در سخنرانی خود بعد اعلام نتایج انتخابات وشکست در آن:

«ما کشورمان را دوست داریم. همین الان با او (فرانسوا اولاند) پای تلفن صحبت کردم و برایش آرزوی موفقیت کردم در همه امتحان های سختی که در پیش روی اوست ... کشور ما بسیار بزرگتر از خود ماست. وطن ما فرانسه است. امشب ما باید فقط و فقط به بزرگی فرانسه و به سعادت فرانسوی ها فکر کنیم. ماموریت ونقش ما و آرمان ما این است... از میلیون ها فرانسوی که به من رای دادند تشکر می کنم. من تمام وقتم را به این کارزار انتخاباتی اختصاص دادم ولی موفق نشدم اکثریت فرانسوی ها را متقاعد کنم که به من رای بدهند... می خواهم به فرانسوی ها بگویم ببیشتر از هر زمان دیگری به کشورمان علاقه دارم و از شما خواهش می کنم این نکته ای را که می گویم در یاد داشته باشید. هموطنان عزیزم! هیچوقت نمی توانم آنچه را که به من دادید،به شما برگردانم؛ فکر کردن به فرانسه و فرانسوی ها... زندگی از شکست و پیروزی ها ساخته شده ولی ما می توانیم در شکست هم بزرگ باشیم، کرامت خودمان را حفظ کنیم و فرانسوی باشیم. درست برعکس تصویری که بسیاری خواستند از کشورمان ارائه کنند. شما فرانسه ابدی هستید. دوستتان دارم و ممنونم.»

--امام خمینی/ صحیفه امام / جلد 14 / ص 48 :

 طرز احزاب در سایر کشورهاى بزرگ، از قبیل شوروى- اگر باشد احزابى در آن- و از قبیل انگلستان، فرانسه، امریکا، با وضع احزاب در مملکت امثال ما مختلف است.هیچ وقت نخواهید دید که دو حزب در امریکا باشد که یکیشان یا هر دویشان بر خلاف مصلحت امریکا عمل کنند. شما دیدید که در همین چند وقت، این مخالفتى که بین دو حزب در امریکا بود و مى‏خواستند یک دسته‏اى، یک نفر را براى خودشان رئیس جمهور کنند آن دسته هم یکى دیگر را، بعد از آنکه آن یکى برد قضیه را و رئیس جمهور شد، آن حزب دیگر نیفتادند به جان او و کارشکنى کنند! تبریک گفتند، و بلااشکال مشغول خدمت هستند براى کشور خودشان و با وحدت کلمه کشور خودشان را پیش مى‏برند. اما در ممالکى که توجه به مسائل ندارند و دیدهاى سیاسى ندارند، اینها چنانچه گروههایى درست کنند یا احزابى درست کنند، این طور نیست که بعد از آنکه کاندیداى یک حزبى در یک امرى پیش برد، دیگران بیایند تبریک بگویند و کمک کنند او را؛ دیگران مخالفت مى‏کنند و کارشکنى مى‏کنند. باید این ملت بیدار بشود. باید این سران و دولتمردان شمِّ سیاسى پیدا کنند. اینها شمِّ سیاسى ندارند. توجه به مسائل و مسائلى که براى حفظ این کشور است ندارند. اینها را اشخاصى که تعهد به اسلام ندارند تحریک مى‏کنند- چه از خارج و چه از داخل- و به جان هم مى‏اندازند [تا] بر خلاف مصالح کشور خودشان عمل کنند.

--کنارهم گذاشتن این دو متن خود به اندازه کافی گویای مطلب و مقصود می باشد.

وقتی عملکرد سارکوزی تمامیت خواه بعداز شکست در انتخابات ریاست جمهوری را مقایسه می کنیم با عملکرد شعارزده میرحسین موسوی دموکراسی خواه!در همان شرایط مشابه بعداز انتخابات 88 ، پی به کنه سخن امام (ره ) میبریم.

سارکوزی هم میتوانست برطبل تفرقه بکوبد و ادعای تقلب کند. مخصوصا اینکه تفاوت اندک آرای او ورقیب انتخاباتیش شاید می توانست به راحتی بستر لازم برای باورپذیری این ادعارا فراهم کند. (نه تفاوت فاحش 10 میلیونی بین آرا دو رقیب انتخاباتی 88!) .اوهم می توانست در مسیر همین ادعا هواداران خود را برای اردوکشی خیابانی تهییج کند تا فرصت لازم را خواه ناخواه برای شورش و اغتشاش جمعی از وطن فروشان فرانسوی که از قضا ازسوی دشمنان خارجی من جمله ایران تجهیز می شوند مهیا کند! تا 8ماه آزگار توان و نیروی کشوری مثل فرانسه وخون چندیدن نفر صرف عقده های شخصیتی شکست فردی همچون سارکوزی شود . تادر آخر هم مردم بصیر فرانسه در 9 دی به میدان آمده و به سارکوزی بفهمانند که همان اقلیت مردمی که به او رآی داده اند هم بادیدن اینهمه وطن فروشی و سراسر تن به ذلت دادن و کشور به دشمن دادن، ریزش کرده اند .سارکوزی هم می توانست اسطوره خبری شبکه های بیگانه پرس تی وی والمنار و... قرار گرفته وباشرکت در مراسم ترحیم یکی از شهدای زنده جنبش خود ، نفرت خود از دروغ را فریاد زند. او می توانست مدعی شود که من داماد لرستانم ومردم لرستان تا وقتی که من باشم به اولاند رای نمی دهند! اوهم میتوانست در حین رای دادن بگوید ملت شریف فرانسه اگر من رای نیاوردم بدانید که تقلب شده وبه خیابانها بریزید و، واتقلبا! وادموکراسیا!

اما سارکوزی هیچ کدام این کارها را نکرد وهیچ کدام این حرفهارا نگفت !او دقایقی بعد از اعلام نتایج اولیه انتخابات که حاکی از شکست او وپیروزی اولاند بود به رقیبش تبریک گفت و اعلام کردکه باید باهم فرانسه را بسازیم . واینچنین ،خود رابه قهرمان ملی در خاطر فرانسه تبدیل کرد .

در حالی که میرحسین موسوی و اطرافیان وهمراهانش باچنین اقدامات نابخردانه و جاهلانه هم خود وهم کشور را در موقعیت بدی قرار دادند. امت که با راهنمایی امامش این سخت ترین گردنه در مسیر کشور طی 10سال اخیر را با سربلندی طی کرد؛ اما میرحسینها همچون مهره هایی سوخته در آمدند و آیینه عبرتی شدند برای همه دلهای عبرت بین .

به راستی چرا برخی مدعیان شاگردی غرب وانتلکتوئل های ما فقط دموکراسی را در حد شعار از آن می گیرند؟!

------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:متن بالا به معنای این نیست که نگارنده معتقدبه اجرای صد در صد دموکراسی در کشورهای غربی وبالاخص فرانسه هست!جدای از اینکه بنده دموکراسی به معنای رایج رااصلا قبول ندارم صدهامثال نقض هم درمورد دموکراسی در غرب می توانم برشمارم.

پی نوشت2:سیب سرخی سرنیزه است دعاکن من نیز

                                    اینچنین کال نمانم  به شهادت برسم..

پی نوشت3:نور در عالم هرچه هست از سوختگان است که برون می تابد . ودل تادر ره عشق نسوزد کجا نوریابد که نور در عالم از سوختگان است ..

                                           سید مرتضای آوینی

پی نوشت4:راستی ،

 روز بانو وسالگرد میلاد بزرگ بانوی بانوان وفرزندش خمینی کبیر  مبارک..

یا ام الحسین.. 

نظرات ()



سفرنامه دوحه
نویسنده: در راه مانده.. - شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱

                                               هوالمحبوب   

سفر نامه دوحه

 

سفری برای تجربه نخستین، به شهری بزرگ در کشوری شاید بتوان گفت ذره ای در لبه جنوبی خلیج فارس. سفر از فرودگاه تهران آغاز می شود .اکثر مسافرین هواپیما هموطنان ایرانی وعرب زبان جنوب هستند که چند دقیقه هم صحبتی با آنها در سالن انتظار فرودگاه دوحه ویا مشاهده نوع بار و وسایلی که با خود به همراه دارند گویای آن است که یا به قصد دیدار اقوام آمده اند و یا برای خرید و فروش کالا بین تهران و دوحه در ترددند.شاید برای من بهترین منظره در طول مسیر عبور از فراز پهنه آّبی خلیج فارس بود که هم تورا به وجد می آورد وهم به قول یک دوست، با تجسم سقوط هواپیمای مسافربری ایرانی در اعماق آب و وقاحت ناو وینسنس ( USS Vincennes (CG-49)نفرتی غیرت گونه وجودت را پر می کرد. به فرودگاه دوحه که می رسیم باید بعد از ویزیت پاسپورتها و ویزا ،اسکن چشم گرفته شود! (بخوانید پز جدید سکیوریتی کشورهای عربی) شاید تنها جایی که من به یاد دارم که کارمندان بومی داشت ،آنجا بود . بعد از آن عبور از سطح شهر شروع می شود : اتومبیل هایی که کمتر مدل پایین بین آنها دیده می شد وپشت رول اغلب آنهاراننده های خانگی فیلیپینی وتایلندی در خدمت  زنان قطری برای تردد در شهر بودند، خیابانهایی که با خاکهای حاصلخیز وارداتی واغلب از ایران، دارای فضای سبز شده بود( چون خاکشان حاصلخیز نیست زراعت خاصی هم در آنجا وجود ندارد و حتی برای زیباسازی فضای شهروخیابانها از خاکهای وارداتی استفاده می کنند!) ، ترافیکی که مخصوصا در شب شبیه همین ترافیک نسبتا سنگین خودمان است ،پارک وهتل شرایتون در ساحل خلیج فارس، خانه های چندین هزار متری و بعضا قصرگونه اعیان قطری با چند سر عائله و دربهایی که همیشه باز بود (گفته می شد این نشان مهمان نوازی آنهاست که همیشه درب حیاط منزل خود را باز می گذارند) ،محله شیعه نشین های بحرینی با معماری عربی -اسلامی و شبیه به هم و انصافا زیبا (البته این نوع معماری یکدست و بومی -اسلامی در تمام سطح شهر به جز مراکز خرید و منطقه معروف ابراج (برجها) دیده می شد .که به نظر من یکی از نقاط مثبت فرهنگ قطری ها به شمار میرفت.هرچند معمار بناهای آنها اغلب اروپایی ها هستند اما ایشان را موظف کرده اند تا ظاهر شهر را با معماری بومی ونه آپارتمانهایی با ظاهر کج و معوج غربی ومتناقض با فرهنگشان طراحی کنند )، جالب است بدانید که یکی از غولهای اقتصاد قطر یک شیعه بحرینی به نام "الفردان" است .که مثلا یکی از مراکز بزرگ خریدو فوق العاده پر هزینه منطقه جزیره لوء لوء ،متعلق به اوست .مثلا در آنجا قیمت یک ساعت مچی مردانه به قیمت یک اتومبیل 200 میلیون تومانی است! ویا مغازه فروش اتومبیل های اشرافی رولز رویس انگلیسی!( اجناسی که مردم رکود زده بریتانیایی در ارزوی خریدآن که هیچ، داشتن آن در مخیله شان هم نمیگنجد ، برای آقازاده ها واعیان قطری مثل خرید با پول خوردهایشان است! روباه پیر هم خوب آنها را شناخته ) ، فروشگاه های بزرگ و چندین کیلومتری و پر زرق وبرق ،با کلیه محصولات پوشاکی، لوازم منزل وحتی خوراکی وارداتی از ترکیه و کشورهای غربی که آماده است تا برای تو احساس نیاز بسازدو خود ابزار ارتزاق آن را فراهم کند (حتی کوچکترین و جزئی  ترین محصولات خوراکی مثل سیب زمینی و پیاز هم وارداتی است حتی از U.S.A ! جالب است  نه؟ سیب زمینی و سبزیجات کشوری با جمعیتی حدود یک میلیون وششصدهزار نفر نه تنها امکان فراهم شدن در خود آن کشور را ندارد، از همسایه هایی مثل عمان و بحرین هم تامین نشده( چون این کشورها هم بدتر از قطر محتاج همین پیش پاافتاده ترین لوازم خوراک خود هستند) بلکه از دو قاره آن طرف تر ،از آمریکا فرستاده می شود! در وسط فروشگاه کارفور فرانسوی به این فکر می کردم که اگر قطر در شرایط تحریمی مثل ایران قرار گیرد نابودی آن به یک روز هم نمی رسد! کشوری که عاجز از تامین همه وسایل مورد نیاز خود است وسراسر فروشگاه ها ومراکز خرید آن پر است از محصولات وارداتی بلاخص غربی ،برای بقا چاره ای جز قامت خم کردن در مقابل اوامرو نواهی غرب ندارد!جالب توجه اینکه از همه جمعیت قطر فقط 20 درصد ازبومی های قطری هستند و80 درصد مهاجرین خارجی از اروپا و ایران ودیگر کشورهای عربی همچون لبنان ،سوریه وبحرین و خیییلی بیشتر از آسیای شرقی وهند می باشند. تقریبا همه مهاجران آسیای شرقی وهند برای پیداکردن کار به این کشور مهاجرت کرده اند وکارکنان همه مراکز خرید، هتل ها،رستوران ها، خادم و خادمه های منازل قطری ها فیلیپینیها ،تایلندیها ودرمجموع آسیای شرقی ها هستند.( خادم وخادمه به خدمتکاران منازل قطری ها گفته می شود. تقریبا درهر خانه 1 یا 2پرستارخانگی  بچه وبرای انجام امور روزانه منزل خدمتکار زن ومرد وراننده شخصی وجود دارد که همگی ملیتشان از کشورهای ضعیف آسیای شرقی است که همزمان در خانه قطری ها زندگی میکنند. مثلا یک زن، کودک 6 ماهه خود را در کشورش رها کرده وبرای پیدا کردن کار به دوحه آمده بود) در نسبتی بسیار نا عادلانه میانگین درآمد ماهیانه مهاجران آسیای شرقی به عنوان کارمند وکارگر حدود300هزار تومان است که این درمقابل قیمت در آمدهای  نجومی بومی ها ودر مقابل هزینه های هنگفت ماهیانه برای ارتزاق از کمترین وپایین ترین خوراک، بسیار ناچیز است !اما اوضاع ایرانی ها بطور میانگین خوب بود. بازارسنتی و قدیمی "سوق واقف" پر است از تجار قدیمی و اصیل ایرانی که می توان گفت بخشی از چرخه اقتصاد قطر به دست آنها می چرخدواین می تواند اهرم فشار خوبی برای زمان مقتضی از سوی ایران باشد. اما کجاست سیاستی که از این فرصتها بهره برداری کند؟؟

نوع چادر خانم های ایرانی برای قطری ها ومهاجران آشنا بود . به طوری که مثلا یک زن امریکایی در بازار "سوق واقف" ملیت مارا از نوع چادرمان تشخیص داد و سر صحبت را باز کرد . مقارن با شهادت شهید احمدی روشن ،شهادت ایشان را تسلیت گفت و از آن فاجعه اعلان برائت کرد.

یکی دیگر از نکات قابل توجه این بود که در آنجا خانم ها هر کدام با پوشش متناسب با فرهنگ خود در مراکز عمومی تردد می کردند و این برای کسی جلب توجه نمی کرد. عرب قطری با عبا و پوشیه، عرب لبنانی با مانتوی بلند وروسری و یا چادر عربی ، زن غربی ویا اسیای شرقی با پیراهن ویا بلوز شلوار وخانم ایرانی باهمین چادری که در کشور خود به سر می کند. ولازم به تذکر است که لاقیدی وبی بندوباری در پوشش، حتی در بین اروپایی هادیده نمیشد وممنوع بود . واز این جهت قطر متفاوت از امارات ویا خیابانهای لبنان است!

اما در مورد مردم آنجا، به قدری با درآمد هنگفت نفت وگاز در رفاه زدگی به سر میبرند که بهترین تفریحاتشان سپری کردن وقت در لوکس ترین و گران قیمت ترین فروشگاه ها ومراکز خرید اروپایی است .به هرچیز فکر میکنند جز تفکر در این مورد که از فرق سر تا نوک پا مدیون و محتاج غیر هستند و هیچ از خود ندارند .در بی خیالی محض نسبت به عرق عربی ویا تسری انقلابهای عربی به کشورشان به سر می برند وگویی برایشان فرقی نمیکند که کشوری تحت سیطره وهمسوبا منافع غرب باشندو چندین دانشگاه امریکایی و چند پایگاه نظامی آمریکادر خاک کشورشان مشغول فعالیت باشد ویا نباشند!بااین همه برخلاف تصور شاید اغلب ما ،خالی از تعصبات بی معنای شیعه و سنی هستند .در کتابفروشی هایشان هم کتاب شهادت امام حسین(ع) را میبینیم (جالب است که آنها برای امام حسین از صفت شهید استفاده می کنند)، وهم کتاب زندگی ابوبکر .الفردان بزرگ ، شیعه بحرینی 2دختر دارد به نام های زهرا وعایشه ودو پسر به نام های حسین و عمر!

این بی تعصبی نسبت به مذهب و نگاه خوشبینانه نسبت به ایران که در بسیاری کشورهای دیگر عربی دیده نمی شود می تواند به راحتی تبدیل به فرصتی برای ایفای نقش از سوی ایران و سخن گفتن از دریچه انقلاب اسلامی برای ترویج ارزشهای آن باشد اگر سیاستهایی مناسب در دستگاه دیپلماسی اتخاذ شود. ایران این پتانسیل را دارد که جای نقش آفرینی امریکا را در مثلا بعد اقتصادی قطر بگیرد.

 

انشاالله مانخواهیم گذاشت از کعبه وحج ،این منبر بزرگی که بربلندای  بام انسانیت باید صدای مظلومان رابه همه عالم منعکس سازدوآوای توحید را طنین اندازد صدای سازش باامریکا و شوروی وکفرو شرک نواخته شود واز خدا می خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی داردد که نه تنها از کعبه مسلمین که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ بر امریکا و شوروی را به صدادر آوریم .

                                                حضرت روح الله/پیام جام زهر

----------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:صفایی ندارد ارسطوشدن/خوشا پر کشیدن پرستو شدن

یادش بخیر شبهای خاطره حوزه هنری.دلم هوای جمارانو کرده .دلم هوای شبهای بیت و حسینیه امام خمینی داره .دلم برا خیابون معراج تنگ شده..یادت بخیر سردار هور2 سال پیش تو همین روزهای فاطمیه اومدی..

دلم برا خودم تنگه... بدجوری هواشو کردم ..

پی نوشت2:سید شهید به من گفته رمز پیروزی من یا فاطمه الزهراست....

بانو ! الوعده وفا

یا زهرا !ادرکنا ...

دوباره فاطمیه // دوباره دل هوای محرم داره

واضیعتاه بعدک یا عباس ..

پی نوشت3:.................

 

نظرات ()



پراکنده از آوینیسم
نویسنده: در راه مانده.. - سه‌شنبه ٢٩ فروردین ۱۳٩۱

پراکنده از آوینیسم

* وحدتی که حکم تاریخی حضرت امام درباره کتاب آیات شیطانی و نویسنده آن در میان مسلمانان جهان برانگیخته آن همه گسترده و عظیم است که اثرات و برکات آن را جز در مقیاس تاریخی نمی توان دید. استکبار جهانی برای مقابله با اثرات جهانی این حکم چه راهی در پیش دارد؟ بهترین راه برای دشمن آن است که با ایجاد شک در اصل مسئله، حکم را از روشنی و اتقان لازم خارج کند و از آنجا که اصولاً بشر امروز در سپهر جهانی تبلیغات غربی می زیَد و لاجرم با عقل دموکراسی زده می اندیشد، بهترین راه همین است که در بطن سخن تقی مدرسی نهفته است: تغییر صورت مسئله و لیبرالیزه کردن آن.

 *فرمود بیایید که گیاه در جست و جوی نور، سر از خاک بیرون می کشد. فرمود بیایید که آفتابگردان جانب شمس را نگاه می دارد... و خودش را بنگر، شمسی دیگر است طالع شده بر افق جالیز؛ یعنی که عاشق تشبه به معشوق می کند .فرمود بیایید؛ پس دیگر چگونه انسان غزل نسراید؟

* حس قدرت طلبی که در زیر لفافه دموکراسی به فعالیت مشغول است شاهکار خود را به چنان خوبی انجام داده که حتی وقتی مردم را به شدید ترین وضعی به قید رقیت و بردگی می کشد، اینان به قدری اغفال شده اند که تصور می کنند معنی آزادی همین است، و هر چه طوق اسارت تنگتر می شود به نظر مردم چنین جلوه می کند که دائره آزادی وسیعتر شده است..

* با بهاران روزی نو می رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو. اکنون که جهان و جهانیان مرده اند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ و یحی الارضَ بعد مَوتِها...

* این روزگار اصلاً روزگار وارونگی انسان هاست و به مقتضای این وارونگی، نه عجب اگر کلمات هم وارونه شوند و اصطلاحاً بر مفاهیمی دلالت کنند که متضاد و متناقض با معانی حقیقی آنهاست! لفظ عرفان را هم مثل بسیاری دیگر از الفاظ – علم، آزادی، عقل، سیاست و… - از معنا تهی کردند و در پوسته ظاهری آن هر آنچه خواستند ریختند و کسی هم نتوانست دم بر آورد… و چیزی نگذشت که دیدیم دجّال به لباس حق در آمد و سامری خود را در پسِ نقاب موسی پنهان داشت و عرفان با جنون و فساد و فتنه شیطانی جمع شد.

 * حتی اگر هیچ برهان دیگری در دست نداشتم، ظهور انقلاب اسلامی _ و بهتر بگویم، بعثت تاریخی انسان در وجود مردی چون حضرت امام خمینی(س) برای من کافی بود تا باور کنم که عصر تمدن غرب سپری شده است و تا آن وضع موعود که انسان در انتظار اوست فاصله ای چندان باقی نمانده است. حقیقت دین را باید نه در عوالم انتزاعی، که در وجود انسان هایی جست که به خلیفه اللهی مبعوث شده اند. فصل الخطاب با انسان کامل است و لا غیر.

* جادوی سینما و تلویزیون، خارج از حیطه‌ی مفاهیم، در برزخ «تأثرات احساسی و روانی» ظاهر می‌شود و لذا اثرات تخریبی و یا احیاناً تربیتی خویش را بیشتر بر «ضمیر نا به‌خود» باقی می‌گذارد، اگرچه راه «دنیای خودآگاهی» نیز بر آن بسته نیست. عموم این فیلم‌ها نوک پیکان تأثیرات روانی خویش را بر مخاطب، به سوی ضعف‌های او نشانه رفته‌اند، با این تفاوت که فی المثل در فیلم‌های ملودرام، تماشاگر انسانی احساساتی و یا عاشق‌پیشه فرض شده است، حال آنکه در فیلم‌های وسترن، تور را به قصد تماشاگر سلطه‌جو و پرخاشگر و متجاوز انداخته‌اند. در فیلم‌های تخیلی، ماجراجویانه و کمدی، مخاطب فیلم را انسانی انگاشته‌اند گریزان از واقعیات، خیال‌پرور و اهل لغو. در فیلم‌های ترسناک، اتکای اصلی کار بر قوه‌ی توهم تماشاگر است و در تمامی این موارد، جذب تماشاگر از طریق «تسخیر روانی» او انجام میشود.

* دهکده جهانی واقعیت پیدا کرده است، چه بخواهیم و چه نخواهیم، و ماهواره ها مرزهای جغرافیایی را انکار کرده اند. این همان دهکده ای است که گرگوار سامسا در آن چشم باز کرده است. این همان دهکده ای است که مردمانش صورت مسخ شده « کرگدن » های اوژن یونسکو را پذیرفته اند. همان دهکده ای که مردمانش « در انتظار گودو » هستند. این همان دهکده ای است که در آن مردمان را به یک صورتِ واحد قالب می زنند و هیچ کس نمی تواند از قبول مقتضیات تمدن تکنولوژیک سر باز زند. این همان دهکده ای است که بر سر ساکنانش آنتن هایی روییده است که یکصد و پنجاه کانال ماهواره ها را مستقیماً دریافت می کنند. این همان دهکده ای است که در آن روبوت ها عاشق یکدیگر می شوند. این همان دهکده ای است که در آن « ترمیناتور دو » به سی سال قبل باز می گردد و خودش را از بین می برد. این همان دهکده ای است که در آن «بَت من» و «ژوکر» با هم مبارزه می کنن همان دهکده ای که در آن گوسفندهایی با سر انسان و انسان هایی با سر خوک به دنیا می آیند.. اما عجیب اینجاست که باز هم این همان دهکده ای است که در زیر آسمانش بسیجیان در رَمل های فکه زیسته اند، همان دهکده جهانی که در نیمه شب هایش ماه، هم بر کازینوهای « لاس وِگاس » تابیده است و هم بر حسینیه « دوکوهه » و گورهایی که در آن بسیجیان از خوف خدا و عشق او می گریسته اند. دنیای عجیبی است، نه؟

---------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت:دیر سر زدن به این سنگر حتما علتی داشته است.

پی نوشت2:نزدیکای نوروز از یه دوست کتاب "نه ابی نه خاکی" موذنی رو هدیه گرفتم.اتفاق قشنگی بود .اولین بازخوردش شرمندگی وخجالت من از خودم بودو از شهید سعید مرادی و از خدای خودم..

پی نوشت3: مادر دو بخش است:

                  بخش اول "ما"

                  بخش دوم"در"

ماهرچه میکشیم از بخش دوم است..

اوهرچه میکشد از بخش اول است..          

یادمه یه روزی سید شهید گفت:"رمز پیروزی یافاطمه الزهراست" الوعده وفا.. یافاطمه ! ادرکنا..

 

  

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »