روند خلع سلاح شیمیایی سوریه

 

Organization for the prohibition of chemical weapons یا سازمان منع سلاح های شیمیایی در سال 1997 ودر ابتدا با عضویت 87کشور با نام اختصاری OPCW تشکیل شد.این سازمان به منظور لازم الاجرا نمودن کنوانسون منع سلاح های شیمیایی (اولین معاهده خلع سلاح در چارچوب مذاکرات چندجانبه) که 4 سال قبل از آن در پاریس به امضا رسیده بود، توسط کشورهای عضو کنوانسیون، در شهر لاهه هلند استقرار یافت. و شعار خود را «کار مشترک برای جهانی عاری از سلاح های شیمیایی» قرار داد.تا کنون 190کشور به عضویت این سازمان درآمده و کشورهایی مثل مصر ،کره شمالی، سودان جنوبی، آنگولا، میانمار و رژیم اسرائیل هنوز در این سازمان عضو نشده اند.
از میان کشورهای عضو که دارنده سلاح های شیمیایی هستند، امریکا ، روسیه ،لیبی ، سوریه، هند ، آلبانی ، کره جنوبی و عراق ذخایر سلاح های شیمیایی خود را به سازمان اظهار نموده اند اما فقط هند، آلبانی و کره جنوبی موفق به نابودی کامل سلاح های خود شده اند.

روند شناسایی و نابودی سلاح های شیمیایی عراق بعد از حمله نیروهای بین المللی به این کشور و مشخصا بعداز حمله امریکا شروع شد. سوریه هم که در سال2013 به عضویت سازمان درآمده به موازات عضویت خود، روند نابودی سلاح های شیمیایی خود را آغاز کرده است. اما امریکا، روسیه و لیبی که می باید در یک بازه زمانی 15 ساله تاسال 2012 ذخایر خود را  به طور کامل نابود می کردند هنوز موفق به انجام این کار نشده اند. هرکدام از این سه کشور خواهان تمدید مهلت زمانی لازم برای نابودی ذخایر خود شده اند. و با یک اقدام بی سابقه درسازمان، مهلت امریکا تا سال2023، روسیه تاسال 2015 ولیبی تا سال 2016 تمدید شد!

در سال2013 هجمه رسانه ای  معارضین و غرب مبنی بر متهم نمودن سوریه به استفاده از سلاح های شیمیایی علیه مردم غیرنظامی درمنطقه خان العسل بالاگرفت. یک روز پس از درگیری در منطقه مزبور وتبلیغات رسانه ای علیه نظام سوریه، این کشورکه معارضین را متهم اصلی در کاربرد سلاح شیمیای در خان العسل می دانست، رسما از دبیر کل سازمان ملل درخواست ارسال تیم حقیقت یاب نمود تا کاربرد سلاح شیمیایی و استعمال گر آن مشخص شود. تیم حقیقت یاب با همکاری UN، OPCW وWHO   به ریاست خانم آنجلا کین تشکیل شد. اما ماموریت خود را صرفا اثبات یاعدم اثبات کاربرد سلاح شیمیایی در منطقه خان العسل تعریف نمود، نه تعیین استفاده کننده این سلاح در منطقه مزبور.اما بنابر کارشکنی های غرب ، اعزام تیم تحقیق 5 ماه به تاخیر افتاد. تااینکه سه روز پس از ورود تیم تحقیق به سوریه، ماجرای غوطه شرقی در حومه دمشق و استعمال گاز سارین علیه شهروندان اتفاق افتاد و در نتیجه توجه تیم حقیقت یاب از خان العسل به غوطه معطوف شد و انگشت اتهام رسانه ها دوباره به سمت حکومت سوریه رفت . گروه تحقیق استعمال مواد شیمیایی علیه شهروندان سوری را تایید اما همانطور که گفته شد تعیین مجرم رادر حیطه ماموریت خود ندانست. تهدیدات نظامی امریکا برای حمله به سوریه بعد از ماجرای غوطه شروع وتشدید شد.

*جدای از اینکه استفاده از سلاح شیمیایی درست در زمانی که گروه تحقیق در سوریه به سر برده  و آن هم در منطقه ای که تنها چندکیلومتر با محل استقرار  این گروه فاصله دارد، توسط نظام سوریه که میزبان تیم تحقیق بین المللی و مدعی برائت از کاربرد این سلاح ها بوده است، بر اساس اصل عقلانی نمی تواند از سوی حکومت انجام شود،روسیه اعلام کرد که براساس تصاویر ماهواره ای سلاح های شیمیایی از موضع معارضین شلیک شده است نه از موضع ارتش سوریه. اما امریکا برای اثبات ادعای خودمبنی بر متهم نمودن حکومت سوریه به کاربرد این سلاح ها هیچ سندی مطرح نکرده و صرفا بیان می داشت که اسناد امریکا محرمانه بوده وامکان نشر آن نیست!
*در ثانی تهدید نظامی امریکابه یک کشور مستقل عضو سازمان ملل امری صددرصد خلاف قوانین بین المللی بوده است چرا که توسل به جنگ تنها در دوحالت مشروع است : یا به عنوان دفاع مشروع و یا با دستور شورای امنیت در قالب فصل 7 منشور ملل متحد!

* از طرفی دیگر امریکا که خود دارنده سلاح شیمیایی وحتی سلاح اتمی بوده ودر مقاطع مختلف به شکل مبرهنی از آنها استفاده کرده، چگونه می تواند سوریه رابه استفاده از سلاح شیمیایی متهم کرده و پیش از اثبات این اتهام ، تهدید نظامی کند؟ به اضافه اینکه در جریان حملات شیمیایی صدام علیه ایران امریکا نه تنها کوچکترین موضع گیری علیه صدام نداشت، بلکه به کمکهای اطلاعاتی خودبه صدام هم ادامه داد.( سیاست یک بام و دو هوا!)

در نهایت به دنبال فشار های رسانه ای وسیاسی غرب در کنار تهدید نظامی امریکا، بشار اسد با پیشنهاد رئیس جمهور روسیه مبنی بر الحاق سوریه به سازمان منع سلاح های شیمیایی ودر پی آن با خلع سلاح شیمیایی کشور خود، موافقت کرد. و درخواست عضویت در OPCW را طی نامه ای به دبیرکل سازمان ملل رسما اعلام نمود. امریکا و روسیه طی دو روز مذاکره در ژنو ،در خصوص امحای سلاح های شیمیایی سوریه به توافق رسیدند. توافق شدکه تمام سلاح های شیمیایی سوریه تا ژوئن 2014 بطور کامل امحا شود واین توافق با قطعنامه ای از سوی شورای امنیت(قطعنامه2118) تقویت شده ودر صورت عدم همکاری سوری ها متناسب با فصل هفتم منشور ملل متحد با آنها برخورد شود . این توافق دوجانبه ، مبنای تمام تصمیمات OPCW در قبال سوریه شد. بدین ترتیب یک کمیته مشترک ازUN و OPCW به ریاست خانم سیگرید کاگ تشکیل شد تا برنامه خلع سلاح سوریه را در دو فاز به انجام رساند. فاز اول انهدام بخش محدودی از سلاح ها به همراه زیرساخت های آنها در خاک سوریه و فاز دوم انتقال بخش عمده سلاح ها به بیرون از خاک سوریه و امحای آنها توسط شرکت های تجاری امریکایی ، فنلاندی وآلمانی.

براساس اعلام خانم کاگ ،تا تاریخ30 ژوئن 2014 سوریه بیش از92 درصد سلاح های شیمیایی خود را منهدم و یا به خارج از قلمروی خود منتقل کرده است.

سوالی که تا کنون پاسخ روشنی نیافته است، این است که سر نوشت  بخش عمده ای از سلاح های شیمیایی سوریه که به خارج از قلمروی این کشور منتقل و مسئولیت امحای آن به شرکت های تجاری واگذار شد، چه شده است؟

نکته دیگر اینکه، سوریه علی رغم شرایط بد امنیتی،سیاسی واقتصادی خود، با همه هزینه های مادی و معنوی در حدود 1 سال توانسته است سلاح های شیمیایی خود رانابود کند اما امریکا و روسیه با گذشت 17سال از تعهد خود مبنی بر نابودی سلاح های شیمیایی خود وعلی رغم دسترسی به منابع اقتصادی وامکانات فنی وتکنولوؤیک، هنوز به خلع سلاح کامل نرسیده اند!!به عنوان سخن آخر باید این نکته را متذکر شد که سوریه با اجبار فشارهای بین المللی به عضویت OPCW  در آمده است. علت عدم رغبت این کشور به عضویت در این سازمان، عدم عضویت اسرائیل و مجهز بودن این رژیم به عنوان همسایه و دشمن سوریه، به سلاح های کشتار جمعی است.

خلع سلاح شیمیایی سوریه اگرچه از وقوع جنگی دیگر در خاورمیانه جلوگیری کرد وتهدید مستقیم حاکمیت سوریه را خنثی نمود؛ اماباید به این مساله توجه داشت که اسرائیل کوچکترین هزینه ای در قبال خلع سلاح شیمیایی سوریه نپرداخته است و با تداوم دسترسی به سلاح های کشتار جمعی، توازن را به نفع خودش می بیند.و از طرفی دیگر این مساله می تواند این رژیم را در پافشاری بیشتر بر این ادعاکه با تهدید نظامی  می توان برنامه هسته ای ایران را هم نابود کرد، ترغیب کند.

--------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشت: نوشته بالا صرفااز منظر واقع گرایی درصدد بوده است به پاسخ این سوال دست یابد که:«استفاده سوریه از سلاح های شیمیایی علیه مردم خود؛ از تبلیغات معارضان داخلی و خارجی، تا واقعیت؟»

والا پر واضح است که نگارنده به هیچ وجه مدافع داشتن سلاح شیمیایی نیست!!اینوگفتم تا حاشیه خوان ها بدانند!!از خود راضی

 

پی نوشت2سلام ماه خدا، نه! سلام ماه بندگان خدا؛ رخ بنما و بیرون بیا. بگذاردیدگان به انتظارنشسته روشن شود از نور جمالت! خوش امدی بر سفره دلهامان، دلهای ما به استقبال تو امده اند، بیار از برکت بهشتیت بر این سفره ، بباراز رحمت الهیت بر این دل! دست مارابگیر و بنشان بر سر این سفره ؛ سفره دل ،دلی که منزلگه اوست...

پروردگارا !من باهمه دلتنگی ها ،باکوله باری از گناه ،با دلی شکسته امده ام به استقبال ماهی که تو خود گفته ای ماه بندگان توست !بنده کوچکت را بپذیر،به صفای قلب محمدی که مأمن قران تو شد درشب های قدر ،لیله القدری که برتر ازهزار ماه است در مسلک تو؛ بحق
اقرأ بسم ربک الذی خلق !به مظلومیت وگمنامی علی(ع) درکوچه های کوفه ،به برکت لحظه های افطار ، مناجات سحر ،به پاکی دل بندگان مومنت ...
مرا هم بپدیر...!

 

 

رمضان مبارک، مخصوصا بر......هاچشمک

 

پی نوشت3:مگر می شود 23 خرداد باشد واز تو ننوشت؟؟....

موبرتنم راست میکند این فکر که راه نیمه تورا من بایدادامه می دادم!و صد افسوس از این شرمندگی..شانه هایم کوچک است از سنگینی باری که برآنها نهاده ای ..راه سخت است و من تنها.. راه سخت است و دنیا در کمین..راه سنگلاخ است و پاهای من مجروح از درد بی دردی.. ای آنکه بر کرانه ابدی و ازلی وجود برنشسته ای چرا دستی بر نمی آوری تابیرون کشی این قبرستان نشین عادات سخیف را؟؟


 

/ 7 نظر / 50 بازدید
راهی

سلام اخوی.پرچمت بالا.مطب شماحاوی نکات بسیارارزشمندوبدیع بود.استفاده کردم.

چشم بسته

غواص ها دیدند که ما داریم غرق میشیم،پس خودشونو رسوندند

fateme

رفتندتامابمانیم بعدازشهداماچه کردیم؟

مرتضی

سلام فکرنمیکنی یه خورده .....شدی؟ این وبلاگ حال وهوای منو تازه کرد..براخودش حال وهوایی داره

23 خرداد چیه ؟ انتخابات منظورتونه ؟

.

سلام مطلب مفیدی بود. استفاده کردیم

خدا پدرت رو بيامرزه، تنها وبلاگنويس ارزشي هستي كه در پروفايلت هارت و پورت ولايتمداري نكردي! مطالبت رو هم خوندم و ديدم تقريبا واقع گرايانه است. والبته، پانويسهايي كه براي اين پست (سلاحهاي شيميايي) نوشته اي، ميشه فهميد كه چه دغدغه اي از انگ زني ديگران داري!!! بسياري خيال مي كنند كه بايد كوركورانه به حرفهاي فلان روضه خوان تندرو يا فلان فرمانده كم سواد بسيج گوش داد و نوشت!!! انگار نه انگار كه هر ادمي يك عقل جداگانه دارد!! پارسال دكتر ولايتي با چه هياهويي كنفرانس بيداري اسلامي برگزار مي كرد؟؟.. حالا چه شد؟؟ اون وبلاگنويسايي كه اون موقع طوطي وار حرفاي ايشون رو در هزاران وبلاگ تكرار ميكردن، الان چه جوابي دارن بدن؟؟ بگذريم كه بعضيشون حتي تاريخچه دولت قبلي را هم نمي دانند چه رسد به تاريخچه انفلاب. من 46 سالمه و زمان جنگ 15 ساله بسيجي بودم. نترسيد از انگ و انتقادها تا واقعيات كشور و منطقه و جهان را درست تحليل كنيد؛ همين به نفع انقلاب خواهد بود، نه حرف امام جمعه ابرقو و مداح هفت تيركش و .... شايد كسي با وبلاگنويسي مقلدانه شغل و رتبه خوبي بهش بدن، ولي جواني اش كه گذشت از بله قربان گو بودن خودش تاسف خواهد خورد. ا